17 ژوئن 2024

معدن، قربانی صـنایع دیـگر

اما قریب به اتفاق کارشناسان فعال در حوزه معدن معتقدند اقداماتی که تاکنون برای رشد توسعه این بخش شده است، مطلقا درخور ظرفیت معدنی کشور نبوده است. درباره اینکه دولت چه کمکی می‌تواند به توسعه و رشد بخش معدن انجام دهد، گفته می‌شود هرگونه سیاستی که از طرف دولت باعث افزایش توجه سرمایه‌گذار به‌ویژه سرمایه‌گذار بخش خصوصی به معدن و صنایع معدنی بشود، گام مهم و بزرگی در راستای حمایت از این بخش است و راهکار عملی آن افزایش و توسعه زیرساخت‌های بخش معدن است که براساس قانون باید با بخشی از وجوه حاصل از حقوق دولتی انجام گیرد.
این دقیقا همان نقطه‌ای است که بخش معدن با حاکمیت معدنی همراستا نیست. دولت وجوه حاصل از مالیات و حقوق دولتی را درآمد خزانه می‌داند که بنا به صلاحدید خود می‌تواند هزینه کند اما فعالان معدنی معتقدند که خروج این سرمایه از بخش معدن بدون آنکه موجب تغییر معناداری در راستای توسعه زیرساخت‌ها شود، بخش معدن را نحیف‌تر و آسیب‌پذیرتر می‌کند و به فرار سرمایه‌های باقیمانده از این بخش دامن می‌زند.در گزارش امروز نگاهی به این موضوع انداخته‌ایم.
اهرم کنترل بازار
یکی از اشتباهاتی که مصطلح شده و همواره به آن اشاره می‌شود، این است که جی‌دی‌پی بخش معدن کشور حدود یک تا ۳ درصد است. اما کسی به این نکته توجه نمی‌کند که هرچقدر جی‌دی‌پی معدن در مقایسه با صنایع کمتر باشد، خوشبختانه یا متاسفانه نشان‌دهنده تاثیر مثبت بخش معدن در رشد صنایع است و به‌دلیل اینکه معدن جزو صنایع مادر است، سهم این بخش از کیک جی‌دی‌پی کم می‌شود.به‌عبارت‌دیگر، وقتی تولیدات معدن زیاد می‌شود، در عمل باعث تولید بیشتر فولاد، آلومینیوم، مس و… می‌شود و از آنجایی که سهم آنها خیلی بیشتر و به‌شکل فزاینده‌ای افزایش می‌یابد، نقش بخش معدن در این میان هرگز به‌چشم نمی‌آید.در واقع، هرگز نباید از بخش مواد معدنی بگذریم و این را هم نباید فراموش کنیم که کشوری مانند چین با آن همه عظمت، امریکا با اقتصاد بزرگ و قدرتمندی که دارد یا دیگر کشورهای پیشرفته و صنعتی دنیا تماما محتاج مواد معدنی هستند که کشور ما از آنها برخوردار است و برای افزایش رفاه و توسعه ملی باید از آنها بهره‌برداری کنیم.
درباره عوارضی که روی صادرات گذاشته می‌شود، باید این نکته را مدنظر قرار دهیم که عوارض برای جبران یارانه‌هایی که دولت به انرژی می‌دهد، وضع نمی‌شود، بلکه عوارض معمولا اهرمی برای تنظیم بازار است و در مواقعی از این اهرم استفاده می‌شود که دولت یا حاکمیت در مواردی به این نتیجه می‌رسد، صادرات یا واردات برخی از مواد معدنی باعث می‌شود که ارزش‌افزوده بقیه مواد کاهش پیدا کند یا باعث گرانی در بخش‌های دیگری می‌شود، بنابراین دولت با وضع عوارض این موضوع را کنترل می‌کند تا صادرات و واردات مواد موردنظر را به صفر نزدیک کند. بنابراین، قصد جبران یارانه‌ها و درآمدزایی پشت آن پنهان نیست، چون در عمل درآمدی از این طریق حاصل نمی‌شود و تنها هدف این است که با در نظر گرفتن ممنوعیت برای واردات یا صادرات، صرفه اقتصادی را از این فرآیند حذف ‌کند تا خود به خود احتمال آن منتفی شود.
در مجموع، جلوگیری از صادرات به‌منظور کنترل بازار یا حتی درآمدزایی، امروزه در کشورهای پیشرفته مورداستفاده قرار نمی‌گیرد و تنها در کشور ما است که یک دفعه در بزنگاهی تاریخی که می‌تواند به درد بخش معدن بخورد و از این مسیر درآمدی برای کشور حاصل شود، با تصمیمی خلق‌الساعه جلوی صادرات گرفته می‌شود. به‌عنوان‌مثال، موقعیت طلایی که در زمان بروز جنگ اوکراین به‌وقوع پیوست و همه دنیا از داغ شدن بازار فولاد استفاده کردند، ما نتوانستیم از آن استفاده و ارزشی برای کشور ایجاد کنیم.من نمی‌دانم چرا این موضوعات را هیچ‌وقت کسی بررسی نمی‌کند، همان‌طور که بارها به این موضوع اشاره کرده‌ام، اگر به‌دنبال کشف جریان خیانت یا نفوذ می‌گردیم، باید در این بخش‌ها دنبال سرنخ‌های آن باشیم،چراکه خیانتکار و نفوذی، آدمی کت‌شلوارپوش نیست که به‌عنوان‌مثال توی کیفش ابزار جاسوسی داشته باشد.
قوانین متزلزل، بلای سرمایه‌گذاری
مهم‌ترین موضوعی که برای جذب سرمایه‌گذاری در حوزه معدن اهمیت دارد، امنیت و ثبات قوانین و تصمیم‌گیری‌ها است و این مسئله در کشور ما با چالش بزرگی روبه‌رو است، زیرا مراجع متعدد تصمیم‌گیری در این حوزه صاحب‌نظر هستند و مداخله دارند.؛ از شخص رئیس‌جمهوری گرفته تا معاونت پژوهشی، معاونت برنامه‌ریزی رئیس‌جمهوری، که جای ثابتی برای بخش معدن دارند، معاون اول و معاون اقتصادی که کارگروهی جداگانه دارند و مرکز پژوهش‌های مجلس که احتمالا آنها هم کارگروه ویژه‌ای برای بخش معدن دارند و همین‌طور سلسله‌وار تا به معاونت معدنی وزارت صمت می‌رسیم، همه به‌نوعی در بخش معدن اعمال نفوذ می‌کنند و تصمیم‌گیر هستند. برای اثبات این ادعا کافی است که به تعداد زیاد کارگروه‌های معدنی که تشکیل شده‌اند، نگاهی بیندازیم که روشن می‌کند همه خود را محق می‌دانند که در زمینه معدن اعمال نفوذ کنند و این تعدد مراجع صاحب‌نفوذ، امنیت سرمایه‌گذاری را نشانه گرفته‌اند.
اما در مقابل کسی پاسخگوی نیازهای معدن نیست. به‌عنوان‌مثال، حقوق دولتی به‌نحو سرسام‌آوری افزایش پیدا کرده، اما هیچ‌وقت پاسخی به این پرسش داده نشده است که درآمدی که از بخش معدن انتظار می‌رود از کجا و چگونه باید به‌دست آید. به‌عقیده من، خلاف شعارهای ریز و درشتی که در بخش معدن داده می‌شود، تفاوت زیادی بین عمل و حرف وجود دارد.
کلام آخر
معدن در رأس هرم زنجیره‌های متعدد و متنوع صنعتی و تولیدی قرار دارد، رشد و توسعه آن نیازمند حمایت‌های ویژه است و ضروری است و باید، تدابیری اندیشید که سرمایه‌های بیشتری به این بخش هدایت شوند و تسهیلاتی در نظر گرفت که این بخش به شکوفایی دست یابد. نکته اینجاست که باید اراده‌ای برای توسعه بخش معدن و صنایع شکل گیرد تا همه موانع، به‌ویژه چالش‌هایی که منجر به خروج سرمایه می‌شوند، به‌تدریج حذف شوند.

https://rouzegaremadan.ir/d/3qdrbn

درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید