معادن زغالسنگ ایران امروز با سه بحران همزمان و در هم تنیده روبهرو هستند؛ بحرانهایی که زنجیرهٔ تولید را از مرحلهٔ استخراج تا تحویل به صنایع فولاد و سیمان تحت فشار قرار دادهاند.
۱) کمبود نقدینگی
کمبود نقدینگی بهدلیل عدم پرداخت مطالبات توسط فولادیها، اکنون محوریترین مشکل معادن زغالسنگ است.شرکتهای فولادی بهدلیل مشکلات ارزی و کاهش صادرات، مطالبات معادن را با تأخیرهای طولانی پرداخت میکنند.هزینههای استخراج، حملونقل، تجهیزات و قطعات یدکی و دستمزد کارگران بهشدت افزایش یافته است و معادن قادر نیستند سرمایهٔ در گردش لازم برای پرداخت دستمزد کارگران، تعمیر ماشینآلات، خرید مواد ناریه و تأمین سوخت را فراهم کنند.این وضعیت باعث کاهش تولید، بدهی سنگین، و حتی تعطیلی مقطعی برخی معادن شده است.کمبود نقدینگی عملاً ستون اصلی فعالیت معدن را لرزان کرده و سایر بحرانها را تشدید میکند.
۲) بحران تهیه سوخت
بحران سوخت در کشور، معادن را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است.کمبود بنزین و گازوئیل، فعالیت ماشینآلات سنگین را مختل کرده است. قیمت های جدید گازوییل، سهمیهبندی، افزایش هزینهٔ سوخت، و محدودیتهای حملونقل، باعث کاهش ساعات کار مفید و افت تولید شده است.
حملات ددمنشانه به زیرساختهای انرژی و محدودیت واردات، هزینهٔ سوخت را بالا برده و دسترسی را دشوار کرده است. این بحران مستقیماً بر توان استخراج و حمل زغالسنگ اثر گذاشته و هزینههای عملیاتی را افزایش داده است.
3) کمبود مواد ناریه
مواد ناریه برای استخراج زغالسنگ کاملاً حیاتی هستند.تحریمها، جنگ و محدودیتهای واردات باعث کمبود شدید مواد ناریه شده است.قیمت مواد ناریه و خدمات انفجاری چند برابر شده و معادن توان خرید ندارند.بدون مواد ناریه، عملیات انفجار و پیشروی در تونلها متوقف میشود.این بحران در کنار کمبود نقدینگی، بسیاری از معادن را در وضعیت نیمه تعطیل قرار داده است.کمبود مواد ناریه یعنی توقف استخراج، و توقف استخراج یعنی توقف زنجیرهٔ فولاد.
این سه مشکل مانند سه حلقهٔ یک زنجیر عمل میکنند: وقتی نقدینگی نباشد، سوخت و مواد ناریه تهیه نمیشود،وقتی سوخت و مواد ناریه نباشد، تولید متوقف میشود،و وقتی تولید متوقف شود، بحران نقدینگی شدیدتر میشود.رفع این چالشها نیازمند تصمیمات هماهنگ در حوزهٔ مالی، انرژی و تأمین مواد اولیه است.